محمد ابراهيم سبزوارى
95
شرح گلشن راز ( فارسى )
علم به زيد ؛ يا قدرت ، الى غير ذلك . و هريك از اين تصورات باز منقسم به دو قسم است « 1 » : تصور بديهى و تصور نظرى . و همچنين در تصديق . امّا تصور بديهى مثل تصور نار و نور ، مار و مور ، و سياهى و سفيدى . امّا تصور نظرى مثل تصور « 2 » سماء و سمك ، و روح مجرد . و تصديق بديهى مثل : « الكلّ اعظم من الجزء » و « النار حارة و الماء بارد » . و غيره . « 3 » و تصديق نظرى مثل تصديق بانّ كيف نور القمر مستفادة من الشمس ؛ و تصديق كيف كانت الشمس فى السماء « 4 » الرّابع و القمر فى السماء الاول . و قولش : ز ترتيب تصورهاى معلوم * شود تصديق نامفهوم ، مفهوم به اين ترتيب كه اوّل عالم را ذكر كنيم ، و ثانى تغيّر را ، و بعد كلّ تغير حادث را . بعد از اين ترتيب مىرسيم به نتيجهى نامفهومى كه « العالم حادث » باشد ، چه ، اين نتيجه لازم مقدّمتين « 5 » است و تخلف جائز نيست . چنانكه « 6 » خود مىفرمايند « 7 » در شعر بعد كه محتاج به ذكر نيست . مقدّم چون پدر ، تالى چو مادر * نتيجه هست فرزند اى برادر ولى ترتيب مذكور از چه و چون * بود محتاج استعمال قانون منظور ، ثبوت « 8 » احتياج اناسى است به منطق - كه مسمّى به علم قانون است - از خطاى در فكر « 9 » . چه مناقشه مىكنند بعضى عقلا ، مر بعضى را
--> ( 1 ) . شا : ( است ) را ندارد . ( 2 ) . شا : ( تصور ) را ندارد . ( 3 ) . پا : ( و غيره ) را ندارد . ( 4 ) . شا : سماء ( 5 ) . شا : مقدّمين ( 6 ) . شا : چنانچه ( 7 ) . شا : مىفرمايد ( 8 ) . شا : ثبوت و ( 9 ) . پا : به جاى عبارت ( منطق كه مسمّى به علم قانون است از خطا در فكر ) آمده است :